زندگی از نو
تصمیم گرفتم جور دیگری به زندگی نگاه کنم . امروز صبح بعد از نماز از خانه
بیرون رفته و در پارک نزدیک محلّه مان یکساعت ورزش و پیاده روی کردم تا
بدین وسیله بتوانم گذشته از تحرّک و سلامتی جسم ، آرامش را هم به روح و
روانم برگردانم . به این نتیجه رسیدم : من که خدا یا پیامبر نیستم بتوانم
جامعه را درست کنم ، پیامبر با آن عظمت و منزلتی که داشت نتوانست امّت را
یکپارچه نگه دارد من کجای کارم !!!!!! (من که خاک پای او هم نمیشوم ) ، در
حد خودم ، چه بسا بیشتر تلاش کردم تا از بیراهه رفتنهای این و آن جلوگیری
کرده و مواظبشان باشم امّا وقتی خود را به خواب زده اند که بیدار شدنی
نیستند . کسی که واقعا خواب است به راحتی میشود بیدار کرد امّا آنکه خود را
به خواب زده هرگز !!!!!!!!!!!! ( هزار چراغ روشن دارند و بیراهه
میروند بگذار بیفتند و بینند سزای خویش ) پس چرا غصّه خورده و خود را
عذاب دهم . لا اقل سلامت جسم و روحم را حفظ کرده تا اگر نتوانستم دستی از
دیگران بگیرم ، پاگیرشان هم نشوم .
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ ساعت 14:40 توسط منیر
|