آدمهای راستگو
ساده و زود دل می بندند...
هیچ انتظاری ازت ندارند...
خیلی دیر تنهات میذارند...
اما..........!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی زخمی بشوند،ساکت میشوند،چیزی نمیگویندو...
خیلی راحت میروند و دیگر هیچ وقت برنمیگردند.!!!!!!!!!!!!
ساده و زود دل می بندند...
هیچ انتظاری ازت ندارند...
خیلی دیر تنهات میذارند...
اما..........!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی زخمی بشوند،ساکت میشوند،چیزی نمیگویندو...
خیلی راحت میروند و دیگر هیچ وقت برنمیگردند.!!!!!!!!!!!!
آدمها با همه ی کمبودهایشان به غرورت حمله میکنند و با همه ی غرورشان مچاله ات میکنند.
ساده که باشی...
سادگی ات را حماقت میخوانند و کسی نمی فهمد که تو از فرط آدم بودن ساده ای.
کسی را که بارها بخشیده ای و نفهمیده ،تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد.
گاهی نباید صبر کرد...
باید رها کرد و رفت تا بدانند که اگر ماندی ،رفتن را نیز بلد بوده ای.
گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت بگذاری...تا آن را کم اهمیت ندانند.
گاهی باید بد بود...برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند.
روزی از خدا پرسیدم:بعنوان خالق انسان میخواهی آنها از زندگی چه درسهایی یاد بگیرند؟خدا با لبخند پاسخ داد:
یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد...اما میتوان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه ...کسی است که نیاز کمتری دارد.
یاد بگیرند که در کمترین زمان میتوان زخمی عمیق در دل دوستان ایجاد کرد ولی...سالها وقت لازم است تا آن زخم التیام یابد.
یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشندبلکه...خودشان هم باید خود را ببخشند.
و یاد بگیرند که...من با آنها هستم .همیشه و همه جا.