میان ماه من تا ماه گردون
چند روز پیش در یکی از مکانهای قدیمی شهر که اینک یکی از خیابانهای پر تردد شده قدم میزدم تا یادی از دوران کودکی کرده و با خاطراتش لحظه ای پدر و مادر را در کنارم حس کنم و صداهایشان را بشنوم.آخر آن وقتها اینجا خیابان نبود! بلکه باغ بزرگی بود که به آن (حکم آباد) میگفتندو محلی بود برای گردش و تفریح مردم .در کمال تعجّب دیدم که ساختمان بزرگی با تابلویی منقوش به (دفتر مرکزی ثامن الائمه)با کبر و غرور تمام خودنمایی میکند و زمین بسیار بزرگ مقابلش را هم که زمانی شاهد خنده ها و بازیها ی بچه ها و دور هم جمع شدنهای خانواده ها و خوشیها یشان بود با تابلوی بزرگی بدین مضمون آراسته اند(موقوفات شرعیه ی امام رضا "ع" ...).با خودم گفتم جان به قربانت ای امام رضا تو که قرنهاست دستت از دنیا کوتاه است،پس چگونه است که هر کجای این کره خاکی را مینگریم باغ وزمین و بانک و ... خریده ای وکلی از قبل آنها سود میبری،اما ما بیچاره ها که اولا دستی به دنیا داریم و ثانیا از صبح تا شب (از سگ پا قرض کرده ومیدویم )هنوز محتاج لقمه ای نانیم چه رسد به ملک و ثروت و پس انداز ؟ خدایا چه شده ؟امام رضا کی ملاک و زمین خوار شد که ما نفهمیدیم؟کی دنیا پرست شده و از مردم غافل شد؟ امام رضا ی چهل سال پیش کجا و امام رضا ی الان کجا؟
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است