تا ابد مدیون اویم
هنگامی که در مقطع راهنمایی تحصیل میکردم از همه درسها خوشم میآمد و اکثر
اوقات هم برای کنفرانس در دروس تاریخ،جغرافی،علوم،فارسی و زیست شناسی
داوطلب بودم با زبان و عربی هم مشکلی نداشتم اما از ریاضی متنفر بودم و علت
آن هم نحوه برخورد وتدریس معلمم بود. حتما میدانید که در مقطع راهنمایی
عمده بحث ریاضی آموزش چهار عمل اصلی بصورت اعشاری بود . هنگامیکه جمع
وتفریق اعشاری تدریس شد ( چون قبل از اوج درگیریها و تعطیلات دوران انقلاب
بود )من خوب می فهمیدم اما بعد از تعطیلاتی که منجر به پیروزی انقلاب گردید
وقتی به مدرسه رفتم با اتفاقاتی که برایم پیش آمده بود ضرب و تقسیم اعشاری
را متوجه نمیشدم و اشکال اصلی من هم در این بود که نمی فهمیدم چه زمانی (
ممیز )قرار میگیرد و چرا؟چندین بار پرسیدم ولی متاسفانه معلمم هم بخوبی
متوجه اشکال من نشد و فقط گفت از روی این تمرین ده بار بنویس تا یاد بگیری
.ده بار که چه عرض کنم دهها بار نوشتم ولی یاد نگرفتم فقط آن را حفظ کردم
.حسابی باورم شد که درک ریاضی برایم نا ممکن است .خلاصه با هر بد بختی بود
مقطع راهنمایی با تبصره از ریاضی به اتمام رسید. وقتی وارد دبیرستان شدم
دیدم ای دل غافل باز هم ریاضی ( 12 اتحاد، سینوس، تانژانت و ...) ؟!!!! غم
عالم به دلم نشست . اما واقعا خدا خیرش دهد آقای ظاهری دبیر ریاضی ما مردی بسیار موقر،فهیم،مودب ومسلط بود که همان یکی دو جلسه ی اول متوجه
وحشت و اضطراب من شده بود ، وقتی زنگ تفریح به صدا درآمد به من گفت : بمان باتو
کاردارم . از شدت ترس تمام وجودم میلرزید . او با آرامش پرسید چرا پای
تخته نمیآیی؟چه مشکلی داری بگو . من هم صادقانه گفتم ، من خنگم وریاضی را
نمی فهمم . ایشان با ناراحتی که در چهره اش پدید آمد گفت: چه کسی این را
گفته ، اگر میخواهی زنگهای تفریح بمان برایت بیشتر توضیح دهم . شاید باور
نکنید فقط 3 زنگ تفریح چنان شیرین وشیوا ریاضی دوره راهنمایی و مقدمه ریاضی
دبیرستان را برایم توضیح داد که به این درس علاقمند شده ونمره ام به 19
رسید.همین امید و دلگرمی باعث شد تا به معلمی روی آورده و ایشان را الگوی
خود قرار دهم .
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 14:35 توسط منیر
|